عبد الله الأنصاري الهروي ( مترجم وشارح : اسماعيل منصورى لاريجانى )
85
منازل السائرين ( فارسى )
و حال حضرت مسيح عليه السّلام تحت تجلى جمال و در بسط بوده است و حال پسر خاله او يحيى عليه السّلام قبض بوده است ، پس آن دو با يكديگر در معارضه قرار مىگرفتند ، پس او به حضرت مسيح مىگويد : تو مىخندى چنان كه گويى از خشم خدا ايمنى ؟ و ايشان در پاسخ مىفرمايند : آيا تو مىگريى چنان كه گويى از رحمت خدا نااميدى ؟ » . پس ، انوه ناشى از معارضات بر حضرت يحيى عليه السّلام عارض گرديده بود . اين معارضات از قبيل معارضات ناشى از خواطر نمىباشد بلكه حاصل تجليات است . به همين علت خواجه اشاره فرموده ( دون الخواطر ) و در اين اشارهاى به قهر تجليات نمىباشد . اشارهء تلمسانى به معارضهء حضرت عيسى عليه السّلام و حضرت يحيى عليه السّلام در ذيل اين مطلب گوياى اين است كه دوام تجليات جمالى در جان حضرت عيسى عليه السّلام به واس طهء عين ثابتشان ، تحت تأثير اسماء جمالى بوده و لذا كمتر در معرض تجليات جمال واقع مىشدند و متعاقبا تعارضات و قبض ناشى از چنين فقدانى در وجودشان نمود بيشترى مىيافته ، مضافا براين كه حضرت يحيى عليه السّلام بيش از حضرت عيسى عليه السّلام در معرض تجليات جلالى بوده است و اين تجليات نيز خود مانع بسط است كه به آن در باب خوف خواهيم پرداخت . مطلب ديگر اينكه خواجه قدّس سرّه اين معارضات را دون خواطر مىدانند ، و تلمسانى در توضيح ، به دليل فقدان جلوهء جمال از آن ياد مىكند . بايد گفت : خواطر واردات متكثر هستند كه توجه سالك را از وحدت متفرق ساخته به كثرت مىكشاند و در نتيجه وجود سالك را تعارض بين وحدت و كثرت قرار مىدهد ؛ بنابراين بين معارضه فوق الذكر و اين معارضه فرق بسيار است . انسان تا در دار دنياست ، از آفت كثرت و غبار غفلت آن ايمنى ندارد چنانچه پيامبر خاتم صلّى اللّه عليه و إله مىفرمايند : و انّه ليغان على قلبى فاستغفر الله فى اليوم سبعين مرة « 1 » در قلبم احساس كدورت مىكنم و به همين خاطر هر روز هفتاد مرتبه از خداوند طلب مغفرت مىنمايم . خواجه قدّس سرّه در ادامه مىفرمايد : و معارضات القصود . اندوه به واسطهء آنچه با قصدهاى
--> ( 1 ) . بحار الانوار ، ج 60 ، ص 183 .